الشيخ رسول جعفريان

1069

رسائل حجابيه (فارسى)

بارى روزنامهء . . . در ورق پاره‌اش مىنويسد : « اين حجاب ننگين نه شرعى است و نه عرفى » ؛ و آن ديگرى در روزنامه‌اش مىنويسد : « روز 17 دى و روز رستاخيز زنان ايران ؛ يعنى آن روزى كه زنان زجر كشيده ايران براى آزادى و احقاق حق خود قيام نمودند » . و چند روز بعد در شماره . . . راجع به خدمت شاه فقيد مىنويسد : « قدم اصلاحى مهم و اساسىترى كه شاهنشاه با كمال مهارت برداشتند ، مسألهء تغيير لباس و آزادى بانوان بود و روز 17 دىماه 1314 خاندان سلطنتى پيش قدم شده ، بدون حجاب به دانشسراى دختران رفته ، و شاهنشاه گواهينامه‌هاى ساليانه را با دست خود به دوشيزه‌گان مرحمت فرمودند » . سبحان الله ! اگر بانوان رستاخيز فرمودند ؛ پس مهمترين قدم اصلاحى شاهنشاه چيست ؟ و اگر شاهنشاه پيش قدم شدند ، رستاخيز بانوان كدام است ؟ به علاوه اين چه رستاخيزى بود كه بعد از شهريور 1320 ( شمسى هجرى ) و درهم شكستن كاخ زور و قلدرى با آن‌كه مدّت شش سال زنان مسلمان را سربرهنه در كوچه و بازار گردانيده و قبح اين عمل زشت به كلى از نظرشان محو شده بود ، به سرعت برق زير چادر و مقنعه رفتند ؟ اين چه نهضتى بود كه اكنون هم با تمام مشكلاتى كه دولت‌هاى مسلمان ! امروزى براى زنان مسلمان ايجاد مىكنند ، باز اكثر از زنان مسلمان محجوبه هستند ؟ و در غالب از شهرها سواى چند نفر زنان رؤساى ادارات دولتى ، بقيه صددرصد به زير چادر رفته‌اند . شما را به خدا ببينيد ما با چه رجّاله‌هاى بىآبرويى بايد دول برويم ؛ گو اينكه اگر وق وق اين‌ها سرتاسر جهان را پر كند ، همه‌اش نقش بر آب است و هيچ عاقل شرافتمندى كمترين ارزشى براى وجود كثيف اين‌ها قائل نيست ؛ ولى مع الوصف يكى به اينها نمىگويد ، آخر شما را به اين فضولىها چه ؟ مجتهديد ، مقلّديد ، فقيه‌ايد ، حاكم شرع‌ايد ، مسلمانيد ، سواد داريد ، آخر چه هستيد ؛ اصلا چه حق داريد در امور مسلمانان دخالت مىكنيد ؟ و الله هيچ چيزى براى جامعه ايرانى ننگين‌تر از اين نيست كه امثال اين جعلّق‌هاى احمق مطبوعات ايران را گند زده ، عليه افكار مستدل عموم عقلا و فلاسفهء عالم ، عليه تمام شرايع و اديان بردارد بنويسد : « اين حجاب ننگين نه شرعى است نه عرفى » . منوچهر : تمام فرمايشات شما صحيح است و لكن مىخواهم عرض كنم ، عفّت و تقوا بستگى به حجاب ندارد . پير : اين فرمايش جنابعالى عينا بدان شباهت دارد كه مثلا كسى بگويد ، غلبه و موفقيت در ميدان جنگ با تجهيز لشكر و تكميل اسلحه و تنظيم نقشهء درست بستگى ندارد ! يا حفظ مال و اموال از خطر دزد و راهزن با محافظت كردن و پنهان نمودن مال و دور داشتن از چشم دزدان بستگى ندارد ! يا قهرمانى در كشتى با زورمندى و دانستن فنون كشتى بستگى ندارد ! يا جلوگيرى طفل مريض از چيزهاى ناباب ( آن هم مرض خودسر و وسمج ) با پرستارى